حسادت

  • علف هرز حسادت

    معارف و سبک زندگیعلف هرز حسادت

    من فرو ریختم‌. فسنجان یخ کرده بود. ابروهایم حالت دار ماند. برایش چیزهایی نوشتم که مدتها گوشه ی دلم مثل سبد رخت چرک ها جا گرفته بود و بو می داد. لباسهای نو و قشنگ، اما کثیف. چون به وقتش نشسته…